عبد الحسين نوايى

مقدمه 11

شاه عباس ( مجموعه اسناد و مكاتبات تاريخى همراه با يادداشتهاى تفصيلى ) ( فارسى )

پيشگفتار كتابى كه اينك به صورت حاضر تقديم اهل نظر مىگردد مشتمل است بر آخرين اسناد و مدارك سياسى و ديپلماتيك كه در فاصلهء چهل و دو سال سلطنت پر حادثه و افتخار آفرين شاه عباس كبير با ممالك بزرگ آسيا و اروپا مبادله شده است . شاه عباس اول يكى از بزرگترين سلاطين ايران است . مردى است كه قدرت شمشير را با ظرافت تدبير درهم آميخته است و به نيروى شمشير و تدبير توانسته است كه كشور ايران را به صورت يكى از قطبهاى سياسى روز درآورد . هنگامى كه وى بر تخت نشست يا بهتر بگوييم وقتى كه با ظرافتى آميخته به زور و قهر زمام امور كشور را از دستهاى ناتوان و بىكفايت پدر بيرون آورد ، ايران در بحرانىترين لحظات خويش به سر مىبرد . به نحوى كه حكومت خاندان صفوى تنها در ايران مركزى وجود داشت و پادشاه صفوى سلطان اصفهان و شهرهاى مركزى يا به اصطلاح عراق بود و فارس و خوزستان و كرمان . زيرا تركان عثمانى تمامى ايالات غربى و شمال غربى ايران را از آذربايجان و گرجستان و ارمنستان ( ايروان ) و كردستان و لرستان تصاحب كرده و همه جا قلعه‌هاى نظامى ساخته بودند و حتى در نهاوند نيز قلعه‌اى متين برآورده و در تبريز نيز دژى محكم بنا نهاده بودند و به حكم بيست سال تسلط ، تبريز و ديگر بلاد غربى ايران را ملك مسلم خويش مىدانستند . در گيلان ، خان احمد خان بساط سلطنتى به استقلال فراهم آورده بود . در خراسان ، اوزبكان غارتگر هر چند صباحى به تاخت و تاز مىپرداختند و حتى شهر هرات را در هنگام جلوس شاه عباس در محاصره گرفته بودند . در داخل كشور نيز سران طوايف قزلباش به جان يكديگر افتاده بودند و اطاعتى از پادشاه صفوى نداشتند . حتى يك بار در حرم شاه ريخته و خير النساء خانم ( يا فخر النساء خانم ) زن شاه محمد - خدابنده پادشاه صفوى يعنى مادر شاه عباس را خفه كرده و بر مادر پير او نيز رحم نياورده وى را نيز كشته بودند .